نیلوفرهای عاشق
امروز
همیشه عشق اول بهترین نیست
از اول هم من و تو ما نبودیم
من و تو مال یک
دنیا نبودیم
از اول هم توی سردرگمی ها
می گفتیم باهمیم
اما نبودیم
تمومش کن بیا از هم جداشیم
بیا اینقدر
تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا تو
یه لحظه
از این تنهاییه با هم رهاشیم
تمومش کن
ته این جاده بسته
تهش ماییم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجایه قصه ماست
نگاه کن
اول راهیمو خسته
نترس از اینکه حرفام
دل نشین نیست
تموم سهم ما از عشق این نیست
ما عشق اول هم بودیم اما
همیشه عشق اول بهترین نیست


غرورم و شکستی
دیگه تموم شد اون روزا که جز تو تو دلم نبود
مردن و رفتن اون روزا خیانت از سوی تو بود
تموم خاطرات من اشکای چشمای منه
بغض غریبی هنوزم توی نفسهای منه
غریب نوازی میکنی بغضمو ساده میشکنی
تا که می گم زجرم نده حرف از جدائی می زنی
خوب آره من دیونتم این ضربه قلب خستمه
صبر منم حدی داره نا مهربونی بستمه
الهی بعد رفتنم قلب تو آتیش بگیره
الهی نور زندگیت تو شب سردت بمیره
خدا کنه یه بی وفا نمک به زخمات بپاشه
منو پروندی کاش که اون اونی که می خوای نباشه
بره و از تو جدا بشه
غرورم و شکستی و گفتی برو پیشم نمون
باشه میرم از پیش تو اما فقط اینو بدون
اگه میخوای با رفتنت تو اوج غربت بمیرم
بودن من زجرت میده می زارم از اینجا میرم


بی تو با خاطره هایت چه کنم
یادته اون روزای کودکی
نامه می دادیم به هم یواشکی
یادته خونه می ساختیم روی آب
با یه کاغذو یه سقف پولکی
همیشه می خندیدیم از ته دل
یادته گریه می کردیم الکی
تو می گفتی مثل باغ غزلی
من می گفتم مثل باغ میخکی
هیچ کس نمی تونست جدا کنه
ما رو از هم حالا با هر کلکی
آره بچه بودیم و مست خیال
اما عشقمون نبود دروغکی
حالا اما ما دیگه بزرگ شدیم
می دونم بزرگ شدیم راست راسکی
تو می گی خشکیده باغ غزلت
ولی تو هنوز یه باغ میخکی


عاشق کسی میشی که عاشقی نمی دونه
چرا دنیا پر از حادثه های وارونست
عاشق کسی میشی که عاشقی نمی دونه
من به دنبال تو و تو به دنبال کسی دیگه
هیچ کدوم از ما دو تا به اون یکی راست نمی گه
من واسه چشمای نازنین تو یه دیونم
من دوست دارم ولی علت شو نمی دونم
حالا که می خوای بری بزار نگاهت بکنم
چون یه بار دیگه می خوام این دل و ساکت بکنم
یه چیزی فقط بزار روز تولدت هدیه مو بدم دست خودت
آدما فکر می کنن که حالا خیلی غم دارن
کاشکی فقط این بود اونا خیلی کسا رو کم دارن
عاشق کسی میشن که عاشقاش فراونه
بین انتخاب عشقش عمری که حیرونه
اونی رو که دوست داری چرا تو رو دوست نداره
شایدم دوست داره ولی بروش نمیاره
تنها کسی که من را درک می کند
یک روز زادگاه مرا ترک می کند


تقدیم به چشمی که اشکش منم
گریه هایم بی صداست
عشق من بی انتهاست
ردپای
اشک هایم را بگیر
تابدانی
خانه عاشق
کجاست
تقدیم به چشمی که اشکش
منـــــم
تقدیم به اشکی که غمش
منـــــــم
تقدیم به شمعی که پروانه اش
منـم
تقدیم به گلزاری که گلش...
تویــی
وتقدیم به عشقی که عاشقش
منـــم

نيلوفر
می توان در کوچه های زندگی
پاسخ لبخند را با ياس داد
می توان جای غروب عشق را
به طلوع ساده احساس داد
می توان در خلوت شبهای راز
فکر رسم آبی پرواز بود
می توان تا فرصت ادراک هست
با خلوص ياس ها هم راز بود
می توان در آرزوی کودکی
با حضور يک عروسک سهم داشت
می توان گاهی به رسم ياد بود
در دلی يک شاخه نيلوفر گذاشت


دزدی از مطالب وبلاگ سرقت مسلحانه محسوب شده وپیگرد قانونی وکیفری دارد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by <-BlogId->.blogfa.com



