نیلوفرهای عاشق
امروز
Love

اي پروانه من
گفتم : مجنونم کفتي : باش
گفتم : مجنون توام ليلي گفتي : باش
گفتم : چاره چيست ؟ گفتي : انتظار
گفتم : چه سخت است؟ گفتي : چه زيباست
گفتم : تا به کي؟ گفتي : تا به آن وقت که
چون شمع بسوزي از سر تا به پاي
گفتم : افسوس که نداني در اين سوختن بالهاي تو هم خواهد سوخت
اي پروانه من

گفتم : مجنون توام ليلي گفتي : باش
گفتم : چاره چيست ؟ گفتي : انتظار
گفتم : چه سخت است؟ گفتي : چه زيباست
گفتم : تا به کي؟ گفتي : تا به آن وقت که
چون شمع بسوزي از سر تا به پاي
گفتم : افسوس که نداني در اين سوختن بالهاي تو هم خواهد سوخت
اي پروانه من

بخاطر هیچ چیز
پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟
با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم
به خاطر تو... گفتم به خاطر هیچ کس
پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟
با اینکه دلم می خواست داد بزنم
به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ چیز
پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟
در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود
گفت:بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست


نمیدانم
نمیدانم که دانستی دلیل گریه ام
نمیدانم که حس کردی حضورت در سکوتم را
ولی دانم که میدانی ز عاشق بودنت مستم
وجود ساده ات بوده که من اینگونه دل بستم


عشق فرمود

دزدی از مطالب وبلاگ سرقت مسلحانه محسوب شده وپیگرد قانونی وکیفری دارد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by <-BlogId->.blogfa.com

